
راست کلیک> save target as...
دانلود تیتراژ دوم سریال دلنوازان "خدایا" با صدای علی لهراسبی
متن شعر:
تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی
چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته
خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه
از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه
من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده
از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده
به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ
بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ
چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه
میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره
سر راه بهشت من درخت سیب می کاره
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:54 توسط علیرضا
|
|
|
|
|
انتشار عکسی از مسابقات شنای تیم ملی بانوان ایران در سایت ایسنا.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. منبع: ایسنا
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:17 توسط علیرضا
|

چگویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول میگذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه
...
شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت
.
شاعرسرود
:
سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا
یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا
همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را
تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه
تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه
مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش
یاد داری که تو را شب به سحر میکردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال
وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال
عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:44 توسط علیرضا
|
|
فکرشم نکرده بودم توى فالِ من بیفتى وقتى افتادى چرا پس هیچى از خودت نگفتى؟
تو نگفته بودى واسم كه چشات همیشه خیسه زندگیت یه دونه دفتر با یه چند تا خودنویسه
همیشه خیال مىكردم خشك و مردونه و سردى حتى به حسِّ لطیفت یه اشاره هم نكردى
به خدا نمىدونستم كه دلت پر از ترانهست تو بهم نگفتى دنیات یه جورایى شاعرانهست
خیلى دوس دارم بدونم دلت عاشق كى مىشه؟ چرا هیچى نمىگى تو؟ چرا ساكتى همیشه؟
آخه شاعرام یه روزى دلشون هوایى مىشه به خدا دروغ نمىگم فكر كنى، خدایى مىشه
دل مىدن به یه نفر كه خیلى دنبالش مىگشتن واسه پیداشدنش از هر چى فكر كنى گذشتن .......... |
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 16:45 توسط علیرضا
|
In my hands
A legacy of memories
I can hear you say my name
I can almost see your smile
Feel the warmth of your embrace
But there is nothing but silence now
Around the one I loved
Is this our farewell?
Sweet darling you worry too much, my child
See the sadness in your eyes
You are not alone in life
Although you might think that you are
Never thought
This day would come so soon
We had no time to say goodbye
How can the world just carry on?
I feel so lost when you are not at my side
But there's nothing but silence now
Around the one I loved
Is this our farewell?
So sorry your world is tumbling down
I will watch you through these nights
Rest your head and go to sleep
Because my child, this not our farewell.
This is not our farewell.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 11:2 توسط علیرضا
|
اینم عکس خواهر احمدی نژاد..........................!
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 20:20 توسط علیرضا
|
سلام به تمام بچه ها !میگم چند وقتی بود که اپ نکرده بودم و دلم واستون تنگ شده بود
چند روز پیش رفتم و نتیجه هام رو گرفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته یادم رفته بود که بگم من سال اخر هنرستان بودم.
حدس بزنین که چی کار کرده بودم؟
بله دیگه طبق حس و گمان های خودم، از 5 درس نهایی هر 5تا رو افتادم!
حالا هم حیرونه حیرونم که چه جوری اینا رو پاس کنم!
ولی هر چی باشه تا شهریور وقت دارم و یه کاریش مکنم، مگه نه؟
راستی چرا بی معرفت شدین؟
باید حتما من اول بیام سر بزنم تا شما بیاین؟
حالا این دفعه که اینجا اومدین یه نظری هم بدین که ما هم دلخوش باشیم که وب نظر داره!
Ok?
Bye!
+
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 17:37 توسط علیرضا
|
به طور اعجاب انگيزي نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم همه را به قول موسوي بهت زده كرد، اينجور مواقع آدم نه ميتواند بگويد صحيح است نه ميتواند بگويد غلط است،اما برخي شواهد آدم را به پذيرش غلط يا صحيح بودن نزديك ميكند. اگر نتايج راي گيري كل استان ها را بررسي كنيد ميبينيد كه بطور باور نكردني آقاي احمدي نژاد در تمامي استان ها غير از استان سيستان و بلوچستان راي اول را مي آورند نميدانم چرا در استان سيستان راي دوم را آورده؟!! شايد استان سيستان را براي راي آوري نميپسنديده اند. در نمودار رنگ آبي براي آقاي احمدي نژاد و قرمز براي موسوي است.

همچنين بر خلاف سنت هاي گذشته كه كانديدا ها در شهر خودشان اكثريت راي را مي آوردند(براي مشاهده شواهد اين سنت به اين پست پويان مشايخ رجوع كنيد) امسال آقاي احمدي نژاد در شهرهاي رقباي خود اكثريت آرا را از آن خود كرده اند. در آذر بايجان و مناطق ترك نشين همانطور كه گفتم آقاي احمدي نژاد اول شده اندو در شهر هاي اليگودرز و مسجد سليمان نفرات اول و دوم مطابق شكل زير بوده است!! آقاي احمدي نژاد در هر دو شهر اول شده اند!!! در استان لرستان هم كه آقاي كروبي بعد از احمدي نژاد و موسوي سوم شده اند!!

همچنين ايشان در استان سمنان (زادگاهشان) و كرمان !!! بيشترين درصد راي را از آن خود كرده است 77%
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 19:22 توسط علیرضا
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:52 توسط علیرضا
|
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ،
که ترکش موجب بي مدرکي است و
به کلاس اندرش مزيد در به دري ،
هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است
و چون به پايان رسد مايه ضرر ،
پس
در هر سال دو ترم موجود
و بر هر ترمي شهريه اي واجب .....
از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 17:51 توسط علیرضا
|
فرض کنید به شما این امکان رو میدن که یه رئیس واسه دنیا انتخاب کنین ....
که قادر باشه به بهترین نحو ممکن دنیا رو رهبری و صلح و ترقی و خوشبختی رو برای بشریت به ارمغان بیاره
سه نفر برای این کار نامزد شدن..شما بگین بین این سه داوطلب کدوم رو انتخاب میکنین ؟؟؟
:
ولی اولش به یه سوال جواب بدین ..بعدش میریم سراغ انتخابمون
فکر کنین شما یه مشاور و مدد کار اجتماعی بسیار کار آمدی هستین ..یه روز تو دفتر کارتون نشستین یه خانوم حامله به شما مراجعه میکنه ..
که هشت تا فرزند داره ..از این فرزندان سه تاشون ناشنوا ..دو تاشون کور و یکی از اون ها عقب افتاده هست..ضمنا خود این خانوم هم به بیماری مهلکی دچار هست ..
از شما مشورت میخواد که سقط جنین بکنه یا نه؟
شما با تجاربی که دارین و صرف نظر از اعتقادات مذهبی .برای این خانوم حامله چه پیشنهادی دارین..
کورتاژ بکنه یاخیر؟؟
الان شد دو تا سوال
1- یه رهبر واسه دنیا
2- و مشکل این خانوم حامله
***********
گفتیم که سه تا نامزد برای ریاست دنیا داریم.
آقای شماره یک:
با سیاستمدارهای بدنام و
رشوه خوار کار میکنه..مشورتش با فالگیر و رمال وغیب گو و منجم هست.به زنش خیانت میکنه و روزی ده لیوان هم مشروبات الکلی صرف میکنه..
آقای شماره دو:
از محلهای کار قبلیش اخراج شده
تا 12 ظهر میخوابه..در مدرسه چند بار رفوزه شده.تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی هم نداره.
روزی یه بطری مشروب میخوره و چاق و بی تحرک هست...
و اما آقای شماره سه:
دولت کشورش بهش مدال شجاعت داده.گیاه خوار و دارای سلامت کامل هست.اهل سیگار و مشروب هم نیست..و هیچگونه سابقه بدی هم تا بحال نداشته..
بــــــــــــــــــــه چــــــــــــــــــــــــــه کســــــــــــــــی رای میدهـــــــــــــــــــــــید؟؟؟؟
آقای شماره یک:فرانکلین روزولت
******
آقای شماره دو:وینستون چرچیل
******
قای شماره سه:آدولف هیتلر
******
چه درسی میگیریم؟؟؟؟
*****
راستی داشت یادمون میرفت.....چی؟؟
اون خانوم حامله..
اگه به اون خانوم پیشنهاد سقط جنین دادین
میدونین اون جنین کی بود؟؟که شما پیشنهاد کشتنش رو دادین:
لودویک فان بتهوون
************ ********* *
چه درسی گرفتیم؟؟
پیشداوری
یعنی کاری که همه ما میکنیم
از بزرگترین اشتباهات بشریت است!!!
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:50 توسط علیرضا
|
می توان گفت چه تلخ!
یا چه سنگین و سیاه!
یا که افسوس و مغان و صد اه!
می توان در پی اندوه و غم رفتن ان یار رحیم
صبح هر روز به اندازه ی صد سال گریست!
مرگ
!
درماندگی و ماتم نیست
ناله و افسردگی هر دم نیست
مرگ تاریکی نیست!
رمز تاریکی مرگ
لحظه ی ان مژه بر هم زدن و چشم گشودن به جهان دگر است!
لحظه ی شوق به معبود رسیدن
شاید چشم را باید بست؟!
زندگی در گذر ثانیه ها، جاودان ساختن نیکی هاست!
مرگ اغاز دگر زیستن است!
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 14:14 توسط علیرضا
|
روزگـاری مــردم دنــیــا دلـشـان درد نــداشــت
هـر کـسـی غــصــه ایـنـکه چـه مـی کـرد نــداشـت
چـشـمـه سـادگـی از لـطـف زمـیـن مــی جوشـیـد
خودمـانـیـم زمــیــن ایــن هــمـه نـــــــامـــــــرد نـداشـت
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 20:23 توسط علیرضا
|
خداوند عظیم نیست او عظمت است . خدا مهربان نیست او مهربانی است . خدا عاشق نیست او عشق است. و این عظمت و مهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد . وقتی دست ناتوانی را می گیریم و یا با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده گوش می سپاریم ، گره از کار کسی می گشاییم ، پروردگار مجال حضور بر زمین یافته است. جهان در انتظار ظهور همه ماست. کار خدا خلق انسان بود و رسالت انسان تجلی خداوند بر زمین . انسان نردبانی است که از طریق آن خداوند از فراز آسمان بر زمین گام می نهد . ما عظیم تر از آنی هستیم که می پنداریم. به خاطر داشته هایت به تو تبریک میگم. تو همه چیز داری. همه چیز خوب برای یه زندگی خوب.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 12:56 توسط علیرضا
|
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.
(دکتر علی شریعتی)
ترجیح میدهم ابلهی مرا شاد کند تا تجربه ای مرا غمگین سازد
*(شکسپیر)*
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 12:4 توسط علیرضا
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
« دکتر علی شریعتی »
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 19:33 توسط علیرضا
|
الهی پیشانی نهادن بر خاک اسان است دل از خاک برداشتن دشوار است!
الهی چگونه ما را مراقبت نباشد که تو رقیبی و چگونه ما را محاسبت نباشد که تو حسیبی!
الهی اگر کودکان سرگرم بازیند مگر کهنسالان در چه کارند؟!
الهی در شگفتم از انکه کوه را میشکافد تا به معدن جواهر دست یابد و خویش را نمیکاود تا به مخزن حقایق دست یابد!
الهی خروس را سحر باشد و حسن را نباشد!
الهی خفتگان را نعمت بیداری ده و بیداران را توفیق شب زنده داری گریه و زاری!
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:6 توسط علیرضا
|